سلام مهمان گرامی ، خوش آمدید. آیا این نخستین بازدید شماست ؟ وارد شده یا عضو شوید

باشگاه متخصصین مهندسی صنایع ایران


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مدیریت بحران
#1
چکیده:

در یک سازمان باید طوری عمل کرد تا منافع کوتاه مدت و بلند مدت آن پایدار باشد که این موضوع یک موضوع استراتژیک می باشد. برای این منظور ما باید راه حل هایی را در پیش بگیریم که موجب بقای سازمان و مقابله آن با شرایط آشفته و بحرانی شود. که این موضوع یک راهکار استراتژیک می باشد. در ادامه می خواهیم پیرامون این موضوع مانور داده و با چند و چون آن بیشتر آشنا شویم.

مقدمه:

در ابتدا علم مدیریت فرض بر این نهاده شده بود که سازمان ها در یک فضای داخلی و خارجی با ثباتی در حال فعالیت می باشند و آنها قدرت پیش بینی آینده را دارا هستند ولی دیری نگذشت که این نظریه به کل رنگ دیگری به خود گرفت و گفته شد که سازمان ها در یک فضای سرشار از ابهام و عدم اطمینان در حال فعالیت می باشند که به صورت روز افزون این بحران ها بیشتر می شود گاهی سازمان های آن را کنترل کرده و باعث دوام خود می شوند و گاهی این مشکلات، بحرانهای جدید را ایجاد می کند و در نهایت موجب انقراض تداوم آن سازمان می شوند. به صورت کلی و با دیدی واقع گرایانه می توان گفت که از بین بردن تمامی بحرانها به صورت 100% امکان پذیر نمیباشد. با مدیریت بحران میتوان آنها را به صورت چشم گیری کاهش داد و مابقی که امکان حذف آنها از سازمان نیست را به صورت علمی و کارا تحت کنترل خود در آورد و آنها را اداره نمود. خب میدانیم که مدیریت استراتژیک با تمرکز بر بایدهای سازمان مسیر حرکت سازمان را تعیین و آن را بیش از پیش هموارد میسازد و برعکس مدیریت بحران با تمرکز بر نباید ها سعی بر هموار کردن مسیر دارد. و این دو نوع از مدیریت به صورت تکمیلی کار می کنند.

مفهوم کلی بحران:

بحرانها انواع مختلفی دارند و به این منظور است که شیوه مقابله و مدیریت آنها نیز متفاوت می باشد. نوع اول از نوع بطنی می باشند و فقط افرادی که آن را درک می کنند در معرض آن قرار می گیرند. این نوع بحرانها از سطوح مختلف گذشته و در نهایت کل سازمان را درگیر می کنند. نوع دوم بحرانهای دوره ای می باشند که از انواع آن میتوان به تغییرات بودجه یا تغییرات دولت و ... اشاره نمود. اگر سازمان نتواند برای کنترل این بحرانها چاره ای بچیند موجب می شود تا رفته رفته ساختار سازمان سست تر شده و به موجب آن در نهایت سازمان متلاشی شود.

ویژگی های مشترک بحرانها:

1- مبهم شدن شدید وضعیت ها در سازمان

2- موقعیت های بحران آفرین قدرت بیشتر میگیرند

3- کوتاه شدن فرصت های زمانی برای واکنش نشان دادن در برابر مشکلات

4- قرار دادن سازمان ها بر سر دو راهی های سرنوشت ساز

تعریف بحران:

برای تعریف کلی باید تمامی دیدگاه ها مورد بررسی قرار بگیرد یعنی باید همه وضعیت ها مورد بررسی قرار بگیرد. ولی تعاریفی که تقریبا همه جانبه می باشند به شرح زیر است:

« بحران سازمانی، موقعیتی است که با احتمال کم و قدرت اثرگذاری بالا موجودیت سازمانها را تهدید می نماید. در مواردی موجب ایجاد ابهام می شود در رفتار و روان افراد اختلال ایجاد می کند.»

«از هم گسیختگی که به صورت فیزیکی بر کل یک سیستم اثر می گذارد و مفروضات پایه آن سیستم را مورد تهدید قرار می دهد.»

مدیریت بحران:

با توجه به اینکه چه بحرانی در حال پیش آمدن است و یا اینکه ما در چه مرحله ای قرار داریم باید سیاست های مختلفی را اتخاذ نمود. ولی هدف کلی مدیریت بحران این است که بحران ها را دفع و در صورت بروز آنها، آنها را کنترل کرد، در واقع قالب کلی مدیران ارشد برای مدیریت بحران این موضوع می باشد.

نتیجه گیری:

همانطور که انواع و شرایط بحرانها اشاره شد، امکان برزو آنها در سازمان ها وجود دارد که ما باید آنها را بدانیم با آنها مقابله کنیم. از این رو است مدیریت بحران برای هر سازمانی الزامی می باشد و حتی الامکان باید گروههایی خاص برای این موضوع و مقابله با آن در سازمان تعبیه شوند.
پاسخ
#2
این پست هم مثه بقیه پستاتون: بصورت خلاصه ولی جامع و کلی
ممنون
یه داداش دارم که مثه رفیقمه...

پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان